+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 0:27  توسط محمد
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 0:25  توسط محمد
|
www.aylandk.blogfa.com
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 0:13  توسط محمد
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 23:13  توسط محمد
|
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 22:11  توسط محمد
|
تنهایی ام را با تو قسمت می كنم سهم كمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست
غم آنقدر دارم كه می خواهم تمام فصلها را
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست
حوای من بر من مگیر این خودستانی را كه بی شك
تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست
آیینه ام را بر دهان تك تك یاران گرفتم
تا روشنم شد : در میان مردگانم همدمی نیست
همواره چون من نه : فقط یك لحظه خوب من بیندیش
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست
من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
شاید به زخم من كه می پوشم ز چشم شهر آن را
دردستهای بی نهایت مهربانش مرهمی نیست
شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگرچه
اینك به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 17:18  توسط محمد
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 17:53  توسط محمد
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 17:52  توسط محمد
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 17:51  توسط محمد
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 17:51  توسط محمد
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 17:50  توسط محمد
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 16:29  توسط محمد
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 16:9  توسط محمد
|
راههای جلوگیری از عاشق شدن عکس(طنز)

بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 16:8  توسط محمد
|
توی تنهایی یك دشت بزرگ
كه مثل غربت شب بی انتهاست
یه درخت تن سیاه سربلند
آخرین درخت سبز سرپاست
رو تنش زخمه ولی زخم تبر
نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم
شاخه هاش پر از پر پرنده هاست
كندوی پاك دخیل و طلسم
چه پرنده ها كه تو جاده كوچ
مهمون سفره ی سبز اون شدن
چه مسافرا كه زیر چتر اون به تن خستگیشون تبر زدن
تا یه روز تو اومدی بی خستگی
با یه خورجین قدیمیه قشنگ
با تو نه سبزه نه آینه بود نه آب
یه تبر بود با تو با اهرم سنگ
اون درخت سربلند پرغرور كه سرش داره به خورشید میرسه منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر كه واسه پرنده ها دلواپسه منم منم
من صدای سبز خاك سربی ام
صدایی كه خنجرش رو بخداست
صدایی كه تو ی بهت شب دشت
نعره ای نیست ولی اوج یك صداست
رقص دست نرمت ای تبر بدست
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرین تصویر تلخ بودنه
توی ذهن سبز آخرین درخت
حالا تو شمارش ثانیه هام
كوبه های بی امونه تبره
تبری كه دشمنه همیشه ی
این درخت محكم و تناوره
من به فكر خستگی های پر پرنده هام
تو بزن، تبر بزن
من به فكر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محكمتر بزن
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 12:36  توسط محمد
|
اينجا آسمان ابريست ، آنجا را نميدانم
اينجا شده پاييز ، آنجا را نميدانم
اينجا همه اش رنج است ، آنجا را نميدانم
اينجا دلي تنگ است ، آنجا را نميدانم
+ نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 23:55  توسط محمد
|
دکوراسیون منزل به صورت ۲۰۰۳ PowerPoint

دانلود
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 10:8  توسط محمد
|